محمد مهريار

26

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

شده‌اند . از اين‌روست كه ديگر آب اين ديه « روشن » نيست اگرچه خود آب دارد و « آب‌بخش » است ، ولى براى رساندن آب به كام محصولات تشنهء خود تنگدست است . واژه‌شناسى : در تقطيع اين واژه به دو جزء « آب » و « بخشى » برمىخوريم . « بخشى » از فعل بخشيدن و روى هم‌رفته مىشود « بخشش آب » و يا « بخشيده آب » كه اين هر دو نشان جلالت و مقام آب را مىرساند . گفته‌ايم كه چون كوشش مردم احياكنندهء قناتها و ديه‌ها به جايى مىرسيد كه آبى به‌دست مىآمد و نانى در سفرهء آنها پيدا مىشد . آن را « بخشش آب » مىدانستند و ديه خود را آب‌بخشى مىخواندند . و اين كلمه اختصاص به اين ديه ندارد . در جاهاى ديگر نيز هست . و از آن جمله است آب‌بخشان در آمل و آب‌بخشان در اراك و آب‌بخشان دايره در بجنورد و آب‌بخش عليا در تبريز . همهء اينها نشان همان علاقه و عاطفهء دوستى « آب » از طرف مردم ايران به اين ديه‌ها است . آب‌بخشان - در خود شهر اصفهان برحسب آنچه مورخين نقل كرده‌اند ناحيت معروفى بوده است كه امروز در حدود فلكهء شهدا ( پهلوى سابق ) واقع مىشود . در اينجا فقط مىگوييم كه همراه اين محل قبرستانى هم بوده است به نام آب‌بخشان كه هر دو را در تداول عامه آب‌بخشون تلفظ مىكرده‌اند . قبرستان هم در حال حاضر وجود ندارد و محل آن همانجاست كه در رسيدن چهارباغ شمالى به ميدان سابق الذكر امروز هنرستان دختران است . ظاهرا كلمهء آب‌بخشان اصفهان هم به همين معنى آب‌بخشى است . نويسنده گاهى به اين انديشه افتاده است كه تواند باشد كلمهء آب‌بخشان در اصفهان از « آب‌پخش » با « پ » پارسى به معنى تقسيم آمده باشد . و آب‌بخشان محلى بوده است كه آبها در آن موضع به جويهاى متعدد پخش مىشده و از اين‌رو نام محل آب‌بخشان شده است . برخى از محققان عقيده دارند كه صورت درست اين نامواژه نيز همين است . در نقشهء قديم اصفهان ترسيم سيد رضا خان آب‌پخشان ( آب‌پخشگان ) قيد شده است . على هذا اين عقيده نيز خالى از وجه نيست . براى اينكه سخن را دربارهء آب‌بخشى تمام كرده باشيم بايد بگوييم كه ديه ديگرى به نام آب‌بخش در روستاى كهن اسفراين وجود دارد كه باز هم آنچه را دربارهء آب‌بخشى گفتيم تأييد مىنمايد . عجيب است كه نام اين ديه در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيامده ، اگرچه دهى را به نام آب‌بخش دايره در ناحيهء بجنورد ياد كرده‌اند .